محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

490

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

هنر اندلسى در عصر ملوك الطوايف هم چندى درخشيد . امراى طوايف بويژه بنى عباد و بنى ذو النون در طليطله آثار دلپذير هنرى به وجود آوردند و كاخها و مجالس خود را به انواع نقوش و تصاوير مزين ساختند . نشانه‌هاى آنها را در توصيفات مورخين و نويسندگان و شعرا مىيابيم . بنى عباد در اشبيليه بزرگترين حاميان هنر و ادبيات بودند . در قصر المأمون بن ذو النون روشنخانه‌اى بود در وسط آبگيرى كه در قصر بود . از شيشهء رنگين و مزين به نقوش زرين . ديدن آن غالبا خيال شعرا را برمىانگيخت . در اطراف درياچه تنديسهاى شيران صف بسته بودند و از دهانشان آب مىريخت و هنوز هم از دهان اين شيرها آب مىريزد . گويا هرگز خسته و ملول نشده‌اند . « 32 » المقتدر ابو جعفر احمد بن هود امير سرقسطه در اواخر قرن يازدهم ميلادى كاخ خود را موسوم به « دار السرور » بنا كرد . از چيزهاى جالبى كه در اين كاخ بود تالارى بود مزين به نقوش زرين و ازاين‌رو آن را « بهوالذهبى » مىگفتند . چون سرقسطه به دست مسيحيان افتاد در اين قصر تغييرات بسيار دادند چنان كه بسى از زيباييها و زيورهاى عربى خود را از دست داد . قصر ابو جعفر احمد بن هود امروز قصر الجعفريه airafajlA oicalaP خوانده مىشود . اين قصر فخيم و بديع به سبب نقوش زيبا و تزيينات زرينش در تاريخ و شعر صاحب نام و آوازه شد و بر شهرت المقتدر بن هود درافزود . « 33 » اين عشق به هنر و آثار هنرى منحصر به امراء و بزرگان نبود . المقّرى مىگويد در يكى از حمامهاى اشبيليه تنديس زيبايى بود و شاعرى در وصف آن گفته بود : و دمية مرمر تزهو بجيد * تناهى فى التورد و البياض لها ولد و لم يعرف حليلا * و لا المت باوجاع المخاض و نعلم انها حجر و لكن * تتيمنا بالحاظ مراض در عهد مرابطين و موحدين دولت هنر اسلامى چندى روى به زوال نهاد ، زيرا اين جنگجويان بربر كه مردمى ديندار و متعصب بودند نمىتوانستند هنر و ادبيات را بدان‌گونه

--> ( 32 ) . نفح الطيب ج 1 / ص 247 و 282 . قلائد العقيان ص 194 و 195 . ( 33 ) . نفح الطيب ج 1 / ص 250 .